يكي ازدوستان تعريف مي كرد زماني كه نوجواني سيزده چهارده ساله بوده درشهرستاني زندگي مي كرده است .پدرش مغازه داري بوده واو دركناردست پدر زمانهاي بيكاري را مي گذرانده است دركنارمغازه پدر وي مغازه عكاسي بوده است كه نزديك به چهل سال سابقه داشته وصاحب آن ديگرپيرشده بوده است واين دوست ما به دليل علاقه شخصي به عكاسي ازاومي خواهد كه اجازه دهد درمقابل آب وجاروكردن واداره مغازه درحد توانش عكاسي ياد بگيرد .عكاس مذكورقبول مي كند چرا كه درمقابل خدمت وي پولي پرداخت نمي كرده است .
معلمان همواره با عشق به فرهنگ الگوهاي موفق زندگي جوانان اين مرز و بوم بوده اند و بالاترين افتخارشان اين است كه ايده ها و آرمان هاي اساسي يك ملت را طراحي و مديريت كرده اند.
اما زندگي و شرايط سخت اقتصادي آنچنان اين قشر را تحت فشار قرار داده است كه فرصتي براي به روز كردن دانش خود ندارند و همزمان با تحولات دنياي علم پيش نمي روند.
در حال حاضر سطح عمومي دانش از طريق فن آوري جديد عرصه هاي جديدي را پيش روي نسل جديد قرار داده است و معلمان از چنين فن آوري هايي بي بهره اند و به دليل فاصله اي كه ايجاد شده عملاً زبان مشترك نسل قديم و جديد از بين رفته است و بدينسان معلمان هم از نظر سطح زندگي و هم از نظر دانش هاي روز با نيازهاي فرهنگي جامعه فاصله گرفته اند.
ستاره يا كه ماهي نيست برترك فلك امشب
كه ابري سهمگين بربام اين جا سايه افكنده
ولي دردا نمي بارد
زمين فرياد مي دارد
شما اصحاب تاريكي
دريغ ازمن نداريد آب را من تشنه ام امشب
ولي گوش كسي برناله هايش نيست
هلا من تشنه ام آخر
چگونه بي نگاه وياري باران برويانم
علف ها را كه آهوي بياباني دلش خوش ازهمين باشد
الا اي بي وفايان زندگي جزلحظه هاي همرهي درنزد ياران نيست
وگرنه خشكي است وتلخي وطغيان حسرت ها
چه بايد كردگو آخر
چه بايد كرد؟
به روي سينه ام شايد
بيفتد بس بدنهاي پلاسيده
تهي ازهرچه هشياري است
ومن اشكي ندارم تا
به مرگ آرزوهاي نهفته دردل خود هم بيفشانم
وفرداهاي بي معنا رها ازهرشمارش
همان فرداي تكراري
بررسی ها
نشان می دهد وقتی كه در جامعه ای ثبات و پایداری اجتماعی وجود
نداشته باشد، جامعه در شرایط دشواری چون شورش ، جنگ یا انقلاب باشد و
یا پاره ای شرایط غیر عادی و ناسازگاری عمومی در جامعه رواج داشته
باشد، میزان بزهكاری رو به افزایش می گذارد. و به عكس ، هر قدر
جامعه به سوی پایداری سوق داده شود، میزان بزهكاری كاهش می یابد. بیشتر محرومیتها و برآورده
نشدن تمایلات كه موجب عدم اطمینان اجتماعی می شود، ناشی از عامل
فقر است و نمی توان آن را نادیده گرفت .
بیكاری ، كمبود مواد غذایی و پوشاك ، بی سوادی و عقب افتادگی ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت كافی و انواع بیماریهای روحی و جسمی و حتی در سطح جهانی ، جنگها و خونریزی ها، ریشه در نیازهای مادی و ترس از فقر دارد. فقدان مسكن ، زندگی در زاغه ها، سوء تغذیه و بهداشت ناكافی نیز كه با فقر، ارتباط دارند، از عوامل مهم بزهكاری به شمار می آیند.
هجدهم ارديبهشت نيز ازاين قاعده جدانيست چه دراين روز سال مرگ دونفر ديگر درارتباط با آموزش وپرورش است يكي رشيد ياسمي وديگر فرخرو پارسا ي.
رشيد ياسمي در1275 به دنيا آمد زاده گهواره كرمانشاه بود بعد ازتحصيل درآنجا به تهران آمد واز شاگردان استاد نظام وفا دردبيرستان سن لويي گشت
ديگر رفته در 18 ارديبهشت دكتر فرخرو پارسا ي وزير آموزش وپرورش در دولت هويدا بود كه درسال 1359 تيرباران شد

هردودانش آموزند ….
دردوسرزمين هم مرز يكي درجامعه اي زندگي مي كند كه حقوق معلم درآغازاستخدامش 2500 دلارامريكاست وديگري درجايي كه درآمد هرفرد ماهي 28000 تومان است شهريه مدرسه دركره جنوبي رانمي دانم ليكن دركره شمالي آموزش رايگان است ولي 90% دروس تعريف ازرهبران است .
اولي دركشوري آموزش مي بيند كه منابع طبيعي اندكي دارد اما دهمين كشورثروتمند جهان است وسومين درآسيا بعد ازژاپن وچين ودومي درجايي زندگي مي كندكه مردمش ازبسياري نيازهاي روزمره دست شسته اند ودچار فقرمواد غذايي هستند.

به نام خداوند جان و خرد
بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته ی ۱معلم،اردیبهشت ۳۹۱
سال ها می گذرند و سالگردها نیز. دریغ آن چه به جا می ماند آرزوهای دست نایافته و عزیزان از دست رفته است. حدود نیم قرن پیش در روز دوازدهم اردیبهشت۱۳۴۰،دکتر خانعلی تنها به جرم تقاضای افزایش حقوق معلمان با گلوله ی جور از پای در آمد و سی و اندی سال پیش استاد مطهری در همان روز با تیر جهل و تعصب به خون خویش درغلتید. این دو عزیز از یاد نمی روند زیرا آرمان هایشان همچنان پا برجاست.
بی شک برگزاری روز و هفته ی معلم فرصتی است برای ارج گذاری خدمات و زحمات قشری که صاحب نظران آن را مهمترین عامل در میان عوامل تعلیم و تربیت می دانند. نیز بازاندیشی درباره آن چه در این حوزه رخ داده و آن چه نیاز بوده است تا رخ دهد. چنان چه بخواهیم اندکی عمیق تر به این روز و هدف آن بپردازیم لازم است لایه ی شعارها و مراسم رسمی – که بی تاثیری آن ها در موقعیت اجتماعی معلمان،سال هاست آشکار شده– را کنار زده شرایط واقعی آموزش و پرورش،جایگاه معلمان در آن و منزلت اجتماعی آنان را موشکافانه مورد بررسی قرار دهیم و توجه مسئولان کشور را به این نکته ی بسیار مهم جلب نماییم ک
طي
سالهاي 1384 تا 1390، بيشترين افزايش حقوق مربوط به سال 1388 بوده است.
بر اين اساس ميزان رشد حقوق كارمندان دولت در اين سال 18.3 درصد در نظر
گرفته شد، در حالي كه نرخ تورم در آن سال 10.8 درصد بود.
در سال
1384 كه دولت نهم كار خود را آغاز كرد، افزايش حقوق كارمندان 7.8 درصد
تعيين شد درحالي كه نرخ تورم در آن سال به 12.1 درصد رسيده بود. با وجود
كاهش متوسط نرخ تورم در سال بعد و ثبت عدد 11.9 درصد براي اين شاخص اقتصادي
حقوق كارمندان با اختلاف بسيار ناچيزي از اين رقم 12 درصد افزايش يافت.
در سال 1389 هيات وزيران سقف افزايش حقوق كارمندان دولت را در موسسات عمومي كشور فقط شش درصد تعيين كرد.
بايد ديد امسال دولت براي اين
افزايش به قانون مديريت خدمات كشوري كه بر لزوم متناسب بودن افزايش حقوق با
تورم تاكيد دارد، پايبند ميماند يا باز هم مبتني بر اقتضائات بودجهاي
تصميم خواهد گرفت.
سالروز خیزش معلمان گرامی باد!
۱۲ اردیبهشت ماه سالروز مبارزات درخشان زنان و مردان معلم برای دستیابی به حقوق پایمال شده خود است که در
تاریخ مبارزات آزادیخواهی و حق طلبی ملت ایران در یکصد سال اخیر،
جایگاهی ویژه دارد. در روز 12 اردیبهشت ماه سال 1340، معلمان ایران در
برابر حکومت استبدادی حاکم که میخواست با درهم کوبیدن جنبش معلمان حقوق
آنان را نادیده بگیرد و پایمال کند، تسلیم نشدند و قهرمانانه مقاومت کردند و
حکومت را به واپسنشینی واداشتند و موفق شدند در راه کسب حقوق صنفی خویش
گامی به پیش بردارند. در 12 اردیبهشتماه 1340 تجمع مسالمتآمیز معلمان در
میدان بهارستان (مقابل مجلس شورای ملی) برای بیان نارضایتی از حقوق مادی و
معنوی خود و بی عدالتی در جامعه، به کتک زدن معلمان و شهید شدن ابوالحسن
خانعلی دبیر جوان فلسفه و عربی دبیرستان جامی تهران که در زمان شهادت دانشجوی دوره دکترای فلسفه دانشگاه تهران بود، منجر شد و آن تجمع مسالمت آمیز به خاک و خون کشیده شد.
